الفيض الكاشاني
205
ترجمة الحقائق ( فارسى )
خوشنود مىشود از آن عمل ، پس مرتبهء او واپَستر از آن حالت كه داشت مىشود . و اگر چنانچه آن حالت گناه كردن و پشيمان بودن را مىداشت از براى او بهتر بود از طاعت « 1 » كردن و خوشنود بودن « 2 » . و نيز از « 3 » آن حضرت مروى است كه : عالمى به « 4 » نزد عابدى آمد و به او « 5 » گفت : چون است ( نماز تو ؟ عابد گفت : از مثل من كسى مىپرسند « 6 » كه نماز تو چون است ) « 7 » و حال آنكه چندين سال است كه عبادت خدا مىكنم ! پس آن مرد عالم پرسيد كه : گريهء تو چون است ؟ عابد گفت : آن قدر مىگريم كه اشك از چشمم جارى مىشود . پس آن عالم گفت : خندهء تو در حالتى كه ترسان و هراسان باشى افضل است از گريه در حالتى « 8 » كه « 9 » به عمل خود بالى و شكفتگى زياد كنى ، به درستى كه هركه صاحب اين حالت است چيزى از عمل او مقبول نمىشود « 10 » . و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت است كه فرمودند : وقتى دو مرد داخل مسجد شدند يكى عابد و ديگرى فاسق ، و هر دو از « 11 » مسجد بيرون رفتند و « 12 » آن فاسق صدّيق شده و عابد فاسق گرديده بود . و سببش آن بود كه عابد داخل مسجد شد و به عبادتِ خود مشعوف بود و فكر او در خوبى عبادتش بود . و فكر فاسق در پشيمانى از فسقش « 13 » بود و استغفار مىنمود از گناهانى كه كرده بود « 14 » .
--> ( 1 ) . طاعت / s اطاعت . ( 2 ) . الكافي 2 : 313 ح 4 . ( 3 ) . s - از . ( 4 ) . a - به . ( 5 ) . a - به او . ( 6 ) . مىپرسند / a مپرسيد . ( 7 ) . ميان پرانتز از s افتاده است . ( 8 ) . حالتى / s a حالى . ( 9 ) . s - كه . ( 10 ) . الكافي 2 : 314 ح 6 . ( 11 ) . از / a در . ( 12 ) . a - و . ( 13 ) . فسقش / a معصيتش . ( 14 ) . الكافي 2 : 314 ح 6 . علل الشرائع 2 : 354 ح 1 با اندكى اختلاف .